فيروز ميرزا فرمانفرما
37
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
آسان قنات احداث كنند كه از هرقناتى دو سنگ سه سنگ آب بيرون بيايد همان نقطه آب قنات را چند خانهء رعيتى بسازند و رعيت در آنجا ساكن نمايند . سه چهار ساله پنجاه شصت قنات و دهكدهء جديد النسق مىشود . همين ريگان كه محمدآباد خالصه باشد ديوان ، كاروانسرا و بازار مختصرى بنا نمايند خيلى زود آباد مىشود و سرحد معتبرى براى بلوچستان مىشود . اين بلوك بم و نرماشير مستعد آبادى هستند و وسعت اين دارند اگر بيست هزار قشون در اين دو بلوك اردو بزنند و يك سال بمانند از آذوقه و غيره به هيچ وجه تنگى نمىكشند . » « 1 » احتمالا هنوز وضعيت قشون براى او از اهميت ويژهاى برخوردار است ، وى علىرغم آنچه كه در پيرامونش درگذر است هنوز به همان شيوهء ابتدايى قشون بسنده مىكند ، در حالى كه در جهان اطراف چرخ عظيم ماشينيسم در حال شكلگيرى است . وى در بخشهايى از سفرنامهاش به شكلى ساده نقطهنظراتش را باز مىگويد و با همهء اين احوال بهنظر مىرسد كه فيروز ميرزا فرمانفرما هنوز هم اين بخش زندگى خود را بسيار پاس مىداشته است . شايد پست وزارت جنگ براى وى فقط يك رقابت دربارى براى منصب و پول نبوده ، بلكه نمايانگر انگيزهء درونى براى روح جنگاور و قدرتطلب يك حكمران نيز بوده است . به هرحال ، همزمانى اين پست فيروز ميرزا با سرعت دگرگونىهاى دنياى آن روز و سير جارى آن كه تسلط بسيارى از كشورهاى قدرتمند را بر كشورهاى ضعيف و فقير آن روز در يك تقسيمبندى كلى بدنبال داشت ؛ و كشورهايى همچون ايران كه به دور از اتفاقات و وقايع آن روز بودند ، خواسته يا نخواسته با آن درگير مىشدند . اين واقعيت اجتنابناپذير تقابل فرهنگ ديناميك ( پويا ) در مقابل استاتيك ( ايستا ) است كه سياستمداران ايران نيز
--> ( 1 ) . اتحاديه ، سفرنامه كرمان و . . . ، انتشارات كتابهاى ايران ، تهران ، 1342 ، صص 12 - 13 .